گذر معمار پلاک 7
 
 
چهار شنبه 21 تير 1391برچسب:, :: 19:2 ::  نويسنده : مهراز ایرانی

معماری شـاید . . .

معماری شـاید شرم اغوا کنندۀ سیندرلای سیه چشمی است که...


























معماری امـا . . .
چیزی بیشتر از این هاست.

 


معماری را می توان نوشت . . .
 


 
پیترآیزنمن / ربنشتاک پارک
 


معماری را می توان خواند . . .
 


 


معماری را می توان "باد کرد".

 

کوپ هیمل بلاو / حباب نا آرام
 


معماری را می توان" ترکاند".

 

 

انفجار بخشی از یک بلوک مسکونی درمجتمع "پروت آیـگو" (Pruitt-Igoe) – سنت لوئیز، میسـوری، آمـریکا / 15 جولای 1972 ساعت 3:32 بعد از ظهـر. این زمان دقیق را چـارلـز جنـکز طرفـدار سینه چاک اولیـۀ مدرنیسم و دشمن خونی بعدی آن، لحظـۀ تاریخی شلیک تیـر خلاص به مدرنیسم می داند.
 



معماری را می شود پوشید! . . .
 


 
پیتر آیزنمن و ریچـارد مه یر
 


معماری را می شود پوشاند! . . .
 


هرتل آرشیتکتن / آپارتمان اَیشینگرهاوس- کرونستـورف، اتریش
 



معماری را می شود پیچاند! . . .

 

 
فرنک گـری / گـری تاور- هـانوور، آلمـان
 


معماری را می شود لرزاند! . . .

 

 
فرنک گـری / بیکمـن پلیس – منهتـن ، نیویورک
 

معماری را . . .

حتی . . .

میشـود رقصاند!

 

فرنک گـری / مرکـز سلامت مغـز- لاس وگاس ، نوادا ؛ مـارستن سمیت درمراسم افتتاحیه ویولن سل برقی می نوازد

 

( دربعضی جا ها ) . . .
معماری را می شود "هـُل" داد!
 


والدو میـلونیچ وفرنک گـری / ساختمان شرکت بیمه ناسیونال ندرلاندن - پراگ
 


وفقط دربعضی جا ها
(مثل ماساچوست !؟)
معماری را می شود "ول" داد! . .

 

فرنک گـری / ستـاتا سنتـر، MIT ، کمبریج - ماساچوست
 


وبالاخره وقتی ساختن "هرچیزی" هنرباشد . . .
 


کلیس الدنبرگ / (مجسمۀ !?) توالت نرم
 


معمــاری را می توان . . . .

 

 
سیـم جـائه دوک / خانۀ مستراحی شکل!، سـوو ِاون – کره جنوبی
 

 





 
لودویگ میس ون در روهه
 



شاید آن سنگتراش سالخورده که معماری را درکارگاه و نه درکلاس درس آموخته بود چندان هم بر خطا نبود وقتی که می گفت :

" به اعتقاد من معماری تقریباً هیچ ارتباطی با اختراع فرم های جالب و یا با تمایلات شخصی [ معماران ] ندارد. . ."


سیّـد محسـن شهیـدی
1390/12/15
 


چهار شنبه 21 تير 1391برچسب:, :: 18:34 ::  نويسنده : مهراز ایرانی

درباره یک مفهوم حیاتی در معماری

احساس تعلق به مكان

پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد محیط علاوه بر عناصر كالبدی شامل پیام‌ها، معانی و رمزهایی است كه مردم براساس نقش‌ها، توقعات، انگیزه‌ها و دیگر عوامل آن را رمزگشایی و درك می‌كنند و در مورد آن به قضاوت می‌پردازند.

دكتر حامد قادرمرزی / همه در انبوهیم/ لیك در زورق‌مان تنهایی است/ حلقه‌ای نیست به آن آویزیم.

امروزه در جهانی زندگی می‌كنیم كه انسان‌ها در كلینیك‌ها به دنیا می‌آیند و در بیمارستان‌ها می‌میرند؛ جهانی كه در آن موقعیت‌های تفننی و غیرانسانی دایما افزایش می‌یابند؛ جهانی كه در آن نقاط‌گذار و اشتغال‌های موقت در شبكه متراكمی از وسایل ارتباطی متنوع و متعدد و در فضاهای متفاوت و متضاد توسعه می‌یابند و در عین حال چنین فضاهایی، آكنده از انسان‌ها هستند؛ انسان‌هایی كه دایم در حال جابه‌جایی از مكانی به مكانی دیگرند و شاید آنقدر جابه‌جا می‌شوند و مكان‌های متعدد را تجربه می‌كنند كه احساس «لامكانی» می‌كنند. جهانی كه به این ترتیب به فردیت منزوی، به‌گذار، به حالت موقت و به روزمرگی سپرده شده است، موضوعات جدیدی را در برابر ما قرار می‌دهد كه قابل تامل و تفكر هستند.

از جمله این موضوعات این است كه مكان من در این فضاها كجاست؟ و به كدام مكان تعلق دارم؟ حس مكان و احساس تعلق به مكان از موضوعات مورد بحث در علوم مختلف از جمله معماری، جغرافیای انسانی، برنامه‌ریزی شهری، برنامه‌ریزی روستایی، جامعه‌شناسی و بالاخص قوم‌شناسی سیاسی است.

اصطلاح حس مكان از تركیب دو واژه حس و مكان تشكیل شده است. واژه حس (sense) در فرهنگ لغت آكسفورد سه معنای اصلی دارد: نخست یكی از حواس پنج‌گانه، دوم احساس، عاطفه و محبت كه در روانشناسی به درك تصویر ذهنی گفته می‌شود. یعنی قضاوتی كه بعد از ادراك معنای شیء نسبت به خود شیء در فرد به وجود می‌آید كه می‌تواند خوب، جذاب یا بد باشد، سوم توانایی در قضاوت درباره یك چیز انتزاعی، مثل معنای حس در اصطلاح حس جهت‌یابی كه به مفهوم توانایی یك فرد در پیدا كردن مسیر یا توانایی مسیر در نشان دادن خود به انسان است. و در نهایت حس به معنای شناخت تام یا كلی یك شیء توسط انسان است. اما واژه حس در اصطلاح حس مكان بیشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربه كلی مكان یا توانایی آن در ایجاد حس خاص یا تعلق در افراد است.

از دیدگاه روانشناسی محیطی، انسان‌ها به تجربه حسی، عاطفی و معنوی خاص نسبت به محیط زندگی نیاز دارند. این نیازها از طریق تعامل صمیمی و نوعی همذات‌پنداری با مكانی كه در آن سكونت دارد، قابل تحقق است.

پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد محیط علاوه بر عناصر كالبدی شامل پیام‌ها، معانی و رمزهایی است كه مردم براساس نقش‌ها، توقعات، انگیزه‌ها و دیگر عوامل آن را رمزگشایی و درك می‌كنند و در مورد آن به قضاوت می‌پردازند.

این حس كلی كه پس از ادراك و قضاوت نسبت به محیط خاص در فرد به وجود می‌آید، حس مكان (sense of place) نامیده می‌شود كه به عنوان عاملی مهم در هماهنگی فرد و محیط باعث بهره‌برداری بهتر از محیط، رضایت استفاده‌كنندگان و در نهایت احساس تعلق آنها به محیط و تداوم حضور در آن می‌شود. از دیدگاه پدیدارشناسان حس مكان به معنای مرتبط شدن با مكان به واسطه درك نمادها و فعالیت‌های روزمره است. این حس می‌تواند در مكان زندگی فرد به وجود آمده و با گذر زمان عمق و گسترش یابد.

ارزش‌های فردی و جمعی بر چگونگی حس مكان تاثیر می‌گذارند و حس مكان نیز بر ارزش‌ها، نگرش‌ها و به‌ویژه رفتار فردی و اجتماعی افراد در مكان تاثیر می‌گذارد و افراد معمولا در فعالیت‌های اجتماعی با توجه به چگونگی حس مكان‌شان شركت می‌كنند. حس مكان عاملی برای احساس امنیت، لذت و ادراك عاطفی افراد نیز هست و به هویتمندی افراد و احساس تعلق آنها به مكان كمك می‌كند. از دیدگاه پدیدارشناختی مهم‌ترین مفاهیم مرتبط در بیان حس مكان، واژه‌های مكان‌دوستی، تجربه مكان و شخصیت مكان است.

در تفسیرهای امروزی حس مكان چیزی است كه افراد در دوره زمانی خاص می‌آفرینند و نتیجه رسوم و اتفاقات تكراری است و حال و هوای محیط را توصیف می‌كند. بعضی از مكان‌ها آنچنان احساسی از جاذبه دارند كه به فرد نوعی احساس وصف‌نشدنی القا كرده و او را سرزنده، شاداب و علاقه‌مند به بازگشت به آن مكان‌ها می‌كنند كه حس مكان نامیده می‌شود. در واقع می‌توان گفت كه حس مكان انگیزه ماندگاری افراد را در یك محیط خاص تقویت یا افزایش می‌دهد.

شكل اولیه حس مكان، آشنایی با مكان است كه شامل، بودن در یك مكان بدون توجه و حساسیت به كیفیات یا معنای آن است. بسیاری از مردم، مكان‌ها را در حد آشنایی تجربه می‌كنند و رابطه آنها با برخی از مكان‌ها فقط از طریق فعالیت‌ها است. این افراد توجه عمیقی به خود مكان ندارند و شكلی از مكان را تجربه می‌كنند كه باعث ندیدن واقعی مكان و عدم مشاركت در فعالیت‌های آن می‌شود. به نظر می‌رسد برای افرادی كه تحت فشارهای فرهنگی و فناورانه قرار گرفته‌اند، محیط‌ها در این سطح تجربه می‌شوند. در نتیجه احساس تعلقی به مكان ندارند و از لحاظ جغرافیایی احساس بیگانگی می‌كنند.


 
منبع: روزنامه شرق



 



دو شنبه 19 تير 1391برچسب:, :: 16:45 ::  نويسنده : مهراز ایرانی

معماری،رنگ و بی رنگی یک سفر، هنر و آفرینش هنری، رنگ بی رنگی از لذت بودن است،

لذتی چون تجربه شهود خویشتن در آینه مجالی که زیستن اش نام نهاده اند؛

و بر مدار این بودن، معماری همره آشنای لحظه های سرشار از ادراک و علاقه، هنر و فراتر از یک حرفه ، به سفری می ماند که از ناکجایی به ناکجای دیگر می رود،

از ازدحام بسيار هاي متکثر به عرصه خلوت آنجا که داشتن، نداشتن، رنگ و بی رنگ نمی داند؛




پنج شنبه 15 تير 1391برچسب:, :: 17:51 ::  نويسنده : مهراز ایرانی

 

مقدمه

پیشینه معماری ایران به حدود 1000 سال پیش از اسلام می‌رسد و پس از ظهور این دین، نیز تاكنون شاهد بیش از 1400 سال معماری ایرانی- اسلامی هستیم. از قدیم‌الایام معماری ایران دارای دو نظام كلی آموزش بوده است. یكی از این دو نظام، آموزش سنتی معماری است، كه ریشه در قرون و اعصار دارد و انتقال اطلاعات و مفاهیم در آن به‌صورت سینه به سینه، مدیدی و مدادی(1) انجام پذیرفته است؛ و نظام دوم، با ظهور مدارس معماری در ایران و تحت عنوان نظام آموزشی آكادمیك و كلاسیك بوجود آمده است. اهمیت بازشناسی آموزش معماری در كشور نیز در آموزش آكادمیك بیشتر جلوه می‌نماید، كه غالباً در مقام مقایسه معماری و معماران معاصر، با معماری و معماران گذشته بر می‌آییم. این در حالی است كه معمار معاصر را محصول آموزش دانشكده‌های معماری امروزی و معمار گذشته را حاصل آموزش سنتی معماری می دانیم.



صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ


به تپش قلب یه معمار ایرونی خوش آمدید!
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان گذر معمار پلاک 7 و آدرس gozare.memar.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 8
بازدید ماه : 7
بازدید کل : 25749
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 8
تعداد آنلاین : 2

Alternative content